یا حق
سلام ،
قبول دارم کمی بیشتر از دیر ، دیر کرده ام و هیچ دفاعی ندارم جز سکوت.
و هیچ حرفی ندارم جزشعر پایین که می شه گفت آخرین کارمه و دو سه روزی از تولدش میگذره.
و . . . مثل همیشه منتظر نقدتون هستم مخصوصا که کار جدیدمه و .......
اینجا را به حالت تاکید بخوانید ، « مثل همیشه نه مثل پست قبل »
کسی بیاید و امشب رگ مرا بزند
کسی بیاید و توی رگم هوا بزند .
کسی بیاید و مرگ مرا گلوله شود
نشانه ام برود بعد بی هوا بزند.
کسی بیاید و از من مرا خلاص کند.
بدون آنکه بپرسد چرا ؟!
چرا بزند ؟!
کسی که مثل من از من خوشش نمی آید.
کسی که جمع شود کینه هاش با بزند.
کسی بیاید و تق ـ تق ، دری که وا بشود
سکوت خانگیم را صدای پا بشود.
کنار تختم ، یک جغد شوم بنشیند.
و شکل تو بشود رو به روم بنشیند.
..... برای اینکه بمانی پر تو را ببرم
به روی سینه بگیرم سر تو را ، ببرم
که تا مگر بکشم در تنم جنونت را
که تشنه ام بمکم قطره ـ قطره خونت را .
کنار پنجره مردی نشسته که من نیست.
و روی تخت می افتد زنی که اصلا نیست.
همیشه می ترسم تختخواب قبر شود
مرا بغل کند و در درون خود بمکد.
همیشه می ترسم تختخواب در خوابم
کالسکه ای شود امشب برای حمل جسد. . .
و صبح لاشه ای از من کنار تختم بود
سر بریده ی یک زن کنار تختم بود.
سر بریده یک زن ، نه ! ، من که زن بودم
و جغد بی سر بر روی تخت من بودم.
بریده بود سرم را من درون خودم
بریده بود ، من کودن درون خودم.
سر بریده ی تو ، می مکی لبانش را .
.... و تختخواب که وا می کند دهانش را
ک س ی ؛ بیاید و .....
فریادهای زن ،
خفه شو !
زنی که می جیغی با گلوی من ،
خفه شو !
خفه ! و روی تنت وول می خورد کرمی.
تو مرده ای الکی دست و پا نزن. خفه شو !
اتاق دور سرت با سکوت می چرخد ،
دو دست حلقه شده دور گردنی که توئی.
دو تکه سرخ که روی گلوت می چرخد.
نفس ـ نفس زدن وحشی زنی که توئی.
* * *
کسی ،
... و می رود آب از سر زمین بالا
و بعد ، بالا می آورد خدا ، مارا
چقدر بوی لجن می دهید ، آقای .......
چقدر بوی تعفن گرفته دنیا را
* * *
" چقدر زجر قشنگیست ، عاشقت باشم
همین که بغض کنی پای هق ـ هق ت باشم
چقدر دوست نداری ، چقدر می خواهم.
اذیتت کنم ؛ آئینه ی دقت باشم " *
تو را نفس بکشم تا رگم هوا بخورد .
ک س ی
بیاید و امشب
رگ مرا ببرد .
* . این دوبیت محصول یک همکاری کاملا غیر جدی با شهرام میرزایی عزیزه . همین و همین .
اسفند ۸۵
|
+| نوشته شده توسط
جواد شیر علیزاده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385
|